اصفهان23

با دیده شوق اصفهان را دیدم/ آثار قشنگ باستان را دیدم/ با نصف دگر، دگر مرا کاری نیست/ صد شکر که این نصف جهان را دیدم

ریاست محترم سازمان اتوبوسرانی اصفهان و حومه
نویسنده : بهزاد سلطانی - ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ مهر ۱۳٩۳
 

یه عرض و اعتراض کوچکی خدمت شما برادر گرامی دارم:

امروز قسمت شد از خطی که فکر کنم طولانی ترین مسیر را در بین خطوط اتوبوسرانی اصفهان دارد یعنی خط 91 (ترمینال صفه-ملک شهر) استفاده کنم. در اتوبوس اگرچه شما حضور نداشتید اما بنده کل آن حدود یک ساعت که در اتوبوس بودم را با یاد حضرتعالی گذراندم. چرا؟

اول اینکه با وجود این که 1- هر سال به بهای بلیت افزوده می شود و مبلغ فعلی هم آنچنان ناچیز نیست 2- خدا رو شکر چند سال است که بلیت ها کارتی شده و هزینه چاپ بلیت هم ندارید 3- الی ما شاء الله هم که خدا رو شکر تبلیغات روی اتوبوس جذب می شود، اما هنوز وضعیت اتوبوس جالب نیست. صندلی روبروی من شکسته بود.

دوم اینکه جای پوشش پارچه ای تمام صندلی های دست کم قسمت مردانه که من دیدم خالی بود! و مردم محترم روی بخش پلاستیکی صندلی نشسته بودند.

سومین مورد چیزی است که مدتهاست فکر من را به خود مشغول کرده است که در جامعه اسلامی چرا باید ردیف دوم صندلی ها که روی چرخ جلوی اتوبوس قرار می گیرد برعکس و به سمت قسمت زنانه اتوبوس باشد؟ من اسم این ردیف را گذاشته ام ردیف چشم چرانی. (البته عکس تزئینی است و می بینید آقایی که در عکس روی آن صندلی نشسته به بیرون نگاه می کند اما وای از زمانی که چند جوان دبیرستانی روی این ردیف صندلی ها بنشینند)

چهارمین مورد سرعت بیش از اندازه راننده محترم بود که زمانی که با چاله چوله های شهر مصادف می شد احساس می کردی در جهنم و روی صندلی عذاب قرار داری. مطمئن هستم که اگر توقف در ایستگاه ها نبود همه دچار تهوع می شدند.

مهمترین مورد که باعث نوشتن این اعتراض شد و اصل مطلب است این که احساس کردم به شعور من به عنوان یک همشهری که از این وسیله استفاده می کند، توهین شده است. چرا؟ چون همکاران شما زحمت کشیده بودند و چنان تبلیغی روی شیشه کنار من چسبانده بودند که کاملا روی شیشه و جلوی نور و دید من را گرفته بود جوری که احساس می کردم در زندان قرار دارم.

نکته دیگر این که چشمتان روشن، سال ها است که در زمستان از ساعت حدود هفت و نیم عصر به بعد هیچ اتوبوسی از خطوط حاشیه شهر به سمت مرکز حرکت نمی کند. خودم عصر جمعه در فلکه ملک شهر (علیخانی) نیم ساعت ایستاده بودم و شاهد ظلمی بودم که رانندگان اتوبوس واحد با هماهنگی رییس خطشان به مردم روا می داشتند. راننده ها در اول خط در ایستگاه ایستاده بودند و چراغ درون اتوبوس هم روشن بود (یعنی در حال خدمت است) اما در اتوبوس بسته بود و کسی نمی توانست سوار شود. تا ساعت هشت شب به همین منوال گذشت و رانندگان در بیرون اتوبوس با رییس خط در حال گفت و شنود و خنده بودند (لابد به ریش جنابعالی و بنده). از ساعت هشت یکی یکی سوار ماشین ها شدند (انگار نه انگار که با پول مالیات همین مردم این ماشین خریده شده و اگر این راننده شغلی دارد از صدقه سر همین مردم است و گویا ماشین ارثیه پدر محترم خودشان است) حالا چراغ داخل اتوبوس را خاموش کردند (یعنی ساعت کار تمام شد) و به سرعت ایستگاه اول را ترک کردند.


 
 
آیا واقعا اصفهانی ها خسیس هستند؟
نویسنده : بهزاد سلطانی - ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ مهر ۱۳٩۳
 

در لطیفه ها همیشه وقتی حرف از مردم اصفهان باشد منظور خسیسی آنهاست و کم هم نیستند هموطنانی که تصور می کنند این طرز تفکر خیلی هم به دور از واقعیت نیست.



اصفهان تاریخ طول و درازی دارد و از اول هم بخشی از ترکیب جمعیتی آن را یهودیان تشکیل می داده اند. راجع به قدمت یهودیان اصفهان همان بس که گفته می شود یکی از وجه تسمیه های اصفهان این است که حضرت سلیمان سوار بر باد حرکت می کرد تا جایی را به عنوان مرکز حکومت خود انتخاب کند و به اینجا که رسید به دستیارش که اسمش آصف بود گفت آصف هان یعنی آصف همین جا خوب است.