اصفهان23

با دیده شوق اصفهان را دیدم/ آثار قشنگ باستان را دیدم/ با نصف دگر، دگر مرا کاری نیست/ صد شکر که این نصف جهان را دیدم

مردآویج
نویسنده : بهزاد سلطانی - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸
 

همشهریان محترم بنده حتماً «مردآویج» را به عنوان نام یکی از خیابان های قدیمی اصفهان می شناسند (که البته اخیراً نام آن خیابان به شیخ کلینی تغییر یافته است) اما آیا ریشه ی این لغت را می دانید؟ می دانید مردآوریج که بوده است؟


مسئله طبرستان از همان اوایل طلوع آنها برای سامانیان حل نشده باقی مانده بود. اسفار – پسر شیرویه، هر چند ابتدا با سامانیان همراه بود، اما در آخر کار بر آنان شورید و به تدریج گرگان ،طبرستان، قزوین، ری، قم و کاشان و خراسان را در قلمرو خود آورد. اسفار فرماندهی سپاه خود را به یکی از بزرگان ولایت، یعنی مرد آویچ پسر زیار سپرد، ولی خود با طغیان سربازان رو به رو گردید و در طالقان به قتل رسید ( ۳۱۶ ه.ق. ). قلمرو حکومت مرد آویچ علاوه بر مازندران و قسمتی از گیلان، به شهرهای ری، قم و کرج ابودلف و ابهر و بالاخره همدان رسید. حتی سپاه خود را به حدود دینور نیز فرستاد ( ۳۱۹ ه.ق. ). مرد آویچ، اصفهان را فتح کرد و خیال حمله به بغداد را داشت. وی به زبان آورده بود که من شاهنشاهی ساسانی را بر می‌گردانم " (‌تاریخ الخلفاء سیوطی، ص ۲۵۹ ) و قصد داشت که مدائن را پایتخت قراردهد. او پس از آنکه مراسم جشن سده را در اصفهان بر پای داشت. به علت اختلافی که میان غلامان ترک و دیلم او پیش آمده، به دست غلامان ترک در حمام کشته شد. ( ۳۲۳ ه.ق. ).

منبع : ویکی پدیا