اصفهان23

با دیده شوق اصفهان را دیدم/ آثار قشنگ باستان را دیدم/ با نصف دگر، دگر مرا کاری نیست/ صد شکر که این نصف جهان را دیدم

اصفهان از زبان ناصرخسرو قبادیانی
نویسنده : بهزاد سلطانی - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸
 

درهمه زمین پارسی گویان شهری نیکوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان ندیدم. شهرى است بر هامون نهاده، آب و هوایى خوش دارد و هر جا که ده گز چاه فرو برند، آبى سرد و خوش بیرون آید. و شهر دیوارى حصین دارد و دروازه‌ها و جنگ‌گاه‌ها ساخته و بر همه بارو و کنگره ساخته. و در شهر جوى‌هاى آب روان و بناهاى نیکو و مرتفع. و در میان شهر مسجد آدینه بزرگ و نیکو. و باروى شهر را گفتند سه فرسنگ و نیم است و اندرون شهر همه آبادان، که هیچ از وى خراب ندیدم، و بازارهاى بسیار، و بازارى دیدم از آن صرافان که اندر او دویست مرد صراف بود و هر بازارى را دربندى و دروازه‌اى و همه‌ى محله‌ها و کوچه‌ها را همچنین دربندها و دروازه‌هاى محکم و کاروانسراهاى پاکیزه بود. و کوچه‌اى بود که آن را کوطراز مى‌گفتند و در آن کوچه پنجاه کاروانسراى نیکو و در هر یک بیاعان و حجره‌ داران بسیار نشسته. و این کاروان که ما با ایشان همراه بودیم یک هزار و سى‌صد خروار بار داشتند که در آن شهر رفتیم، هیچ بازدید نیامد که چگونه فرود آمدند که هیچ جا تنگى نبود و تعذر مقام و علوفه

بخشی از سفرنامه ی ناصر خسرو قبادیانی

حکیم ناصرخسرو قبادیانی

 


امروز، نخستین روز بنیان گذاری این وب نوشته است. از آنجا که این کلام از دوران تحصیل در دبیرستان، در ذهنم ماندگار شده، علاقمند بودم که سخن را با آن آغاز کنم.

ان شاء الله در آینده در این وب نوشته از اصفهان بسیار بیشتر خواهید خواند. شاد، تندرست و پیروز باشید. در پناه حق.