باغ قوشخانه، نگینی که دیگر نمی درخشد

ضمن عرض سلام خدمت خوانندگان محترم، اخیرا مقاله جالبی از آقای مهدی فقیهی خوانده ام که بدون هیچ گونه تغییر و دخل و تصرف، آن را به همان شکل تقدیم می کنم:

"باغ قوشخانه نگینی که دیگر نمی درخشد

قوشخانه کجاست؟

در میدان طوقچی و در ابتدای غربی خیابان لاله پارکی به نام قوشخانه قرار دارد که در گذشته محل استقرار باغ زیبا و وسیعی بوده که در نزدیکی یکی از دروازه های شمالی شهر قرار داشته است. باغ مذکور در دوره ی صفویه محلی برای نگهداری پرندگان شکاری و حیوانات مورد علاقه ی پادشاه به شمار می آمد لیکن در دوران متأخر قاجار مکانی مناسب جهت پذیرایی از میهمانان و سفرای خارجی محسوب می گردید. ژان شاردن سیاح فرانسوی در این رابطه می نویسد پس از محله ی سید احمدیان محله ی طوقچی است که در آن هشتاد باب خانه و چهار بازار قرار دارد. در یکصد و پنجاه قدمی این محله باغ سلطنتی است که آن را قوشخانه می گویند و در آن انبوهی از مرغان شکاری نگاهداری می شود. جنب آن خانقاهی به نام حاج میرزا خان برای مردم گوشه نشین و تارک دنیا ساخته شده است.

کاروانسراهای مخصوص زوار

 در اطراف همین باغ چندین کاروانسراست که یکی از آنها نیمه تمام و مخصوص زوار مشهد بنا شده و مسافران در آن به انتظار کاروان می مانند. مؤلف کتاب مرآت البلدان ناصری نیز که در عصر قاجاریه می زیسته در مورد این باغ چنین آورده که "در بیرون دروازه ی طوقچی اصفهان خیابانی است معروف به چهارباغ که نادراً درختی در آن دیده می شود. در وسط این خیابان حوضی قرار دارد که در یک طرف خیابان مقابل این حوض سردر باغ معروفی به نام قوشخانه دیده می شود که از چند گاه قبل تا الان حکام دارالسلطنه ی اصفهان هر وقت از طرف شخص شاه به خلعتی نائل و سرافراز می شوند آن خلعت را با تشریفات معمول در باغ قوشخانه زیب پیکر خود می سازند.

محل نگهداری بازها و قوش ها

در وسط این باغ نیز عمارتی عالی ساخته شده است. آن طور که مشخص است در دوره ی سلطنت شاه عباس کبیر این باغ وسیع محل نگهداری بازها و قوش های سلطنتی بوده که در دوره ی قاجاریه با ساخت بنای مجلل و زیبا در ابتدای شمالی آن مراسم استقبال رسمی از مهمانان پادشاه را در آن به انجام می رساندند. اما آبرسانی این باغ از طریق شاخه ای از مادی بیدآباد صورت می گرفته که پس از گذر از محله ی مذکور و عبور از خیابان فروغی و محله ی بابلدشت به باغ قوشخانه وارد می شده و پس از سیراب کردن اراضی باغ به زمین ها و مزارع کشاورزی شمال شهر هدایت می گردیده است. گرچه در عصر صفویه در این باغ ابنیه ای جهت سکونت پرنده داران و بیطاران بوده است لیکن در زمان قاجاریه ضمن تخریب بناهای مذکور در ابتدای شمال شرقی این باغ بنایی به شکل کاروانسرایی کوچک احداث گردید که در آن مراسم استقبال و پذیرایی از سفرا و میهمانان خاص پادشاه به انجام می رسید. البته در ابتدای دوره ی پهلوی با متروک ماندن بنای مذکور برای مدتی از میانسرای وسیع داخلی آن به عنوان مکانی جهت برگزاری مراسم شبیه خوانی استفاده می گردید. پس از آن باغ قوشخانه به همراه ابنیه ی موجود در آن در تحت تملک یکی از سران حکومتی پهلوی به نام "مشیرفاطمی" قرار گرفت که وی ضمن ایجاد تغییراتی در بنای یاد شده در جبهه ی میانی باغ نیز بنای کوشک مانند دیگری برای اقامت شخصی خویش احداث نمود. در ادامه پس از پیروزی انقلاب اسلامی با برداشتن دیوارهای باغ از فضای داخلی آن برای احداث پارکی عمومی استفاده نمودند و از ساختمان قاجاری ابتدای باغ نیز جهت استقرار شهرداری ناحیه ی "7" سود بردند. نهایتاً در سنوات اخیر مکان مذکور به عنوان یکی از مراکز فرهنگی شهرداری به نام خانه ی جوان در نظر گرفته شد و کوشک میانی مشیرفاطمی نیز به کتابخانه ای عمومی تبدیل گردید. در بررسی ارکان و اجزای بنا و در بخش ورودی بنا و فضای جلوخان نیم دایره ای آن که ازاره های سنگی پوشانده شده شیوه ای از نماسازی هلالی شکل متقاطع دیده می شود که در کنار اندود سیمانی برفکی دیوارها و فضاهای الحاقی ضلع شرقی که در حال حاضر به عنوان مغازه های اغذیه فروشی استفاده می شود. عدم مطابقت این بخش با ساختار کلی و سنتی بنا را به نمایش می گذارد  این نا هماهنگی زمانی ملموس تر می گردد که به در و پنجره های جور وا جور و داکت های فلزی کولرهای اطراف دیوارهای بنا خصوصاً ضلع شمال شرقی آن نگاهی بیندازیم."

رونوشت برداری شده از: نسل فردا

/ 1 نظر / 109 بازدید